تازه ترین نگارشها و بهترین عکسها

گفتی که شتاب رفتن من از برای توست """" آهسته تر برو که دلم زیر پای توست

آیا می دانید؟؟؟؟؟
نویسنده : صالح کردستانی - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩

آیا میدانستید گوش جیرجیرک روی پاهایش است ؟

آیا میدانستید در جهان بیش از
۵۵ هزار گونه مورچه وجود دارد ؟

آیا میدانستید نوعی ملکه موریانه می تواند روزی
۸۶ هزار تخم بگذارد ؟

آیا میدانستید مورچه می تواند بیش از پنجاه برابر وزن خودش را بلند کند ؟

آیا میدانستید تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون، کور رنگ هستند؟

آیا میدانستید مساحت استان کرمان بیش از دو برابر و نیم کشور اتریش میباشد؟

آیا میدانستید که اگر چیزی رابا ایمان از خداوند بخواهید به شما عطا خواهد شد ؟

آیا میدانستید تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس می باشند؟

آیا میدانستید جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمی باشند؟

آیا میدانستید هر بار که یک تمبر را لیس می زنید
۱/۱۰ کالری انرژی مصرف می کنید ؟

آیا میدانستید که انسان در طی طول عمرش دهانش سی هزار لیتر بزاق ترشع میکند؟

آیا میدانستید برای تولید هر
۱۰۰۰ کیلوگرم کاغذ جدید باید ۱۵ درخت جنگلی قطع شود؟

آیا میدانستید قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند
۵ تا ۷ سانتی متر بلندتر می گردد؟

آیا میدانستید یک بار پلک بزنید.عقرب همین اندازه مان نیاز دارد تا دشمنش را نیش بزند؟

آیا میدانستید که کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود بر خوردارند ؟

آیا میدانستید یک بار پلک بزنید ،عقرب همین اندازه زمان نیاز دارد تا دشمنش را نیش بزند ؟

آیا میدانستید که
۲۲۵ میلیون سال طول میکشد که کهکشن راه شیری یکبار دور خود بچرخد؟

آیا میدانستید مهمترین عامل افزایش طول عمر، داشتن تناسب اندام بهمراه وزنی مناسب است؟

آیا میدانستید کرم حلقوی
۱۲ روز زندگی می کند و سگ ماهی دریاچه بیش از ۱۵۰ سال عمر دارد ؟

آیا میدانستید که آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند ؟

آیا میدانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند ؟

آیا میدانستید در برخی از مارها، زمانی که دارند طعمه ای را هضم میکنند، حجم قلبشان تا چهل برابرافزایش میبابد؟

آیا میدانستید که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رودرو بیان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بیشتر است ؟

آیا میدانستید که سه جمله ای که بیان آنها از همه جملات سخت تر است دوستت دارم متاسفم و به من کمک کن میباشد ؟

آیا میدانستید که کسانی که لباس مشکی به تن میکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند ؟

آیا میدانستید که در هر ثانیه خورشید پانصد و چهل میلیون تن هیدروژن را به چهارصد و نود و پنج میلیون تن هلیم تبدیل میکند؟

آیا میدانستید مساحت خلیج فارس تقریبا برابر با مساحت استان کرمان است، خلیج فارس هشت هزار کیلومتر مربع بیشتر است؟

آیا میدانستید که اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود میتواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند؟

آیا میدانستید که مهندسین در نظر دارند تونل زیرآبی بین لندن و نیویورک احداث کنند که مسافرت بین این دو شهر در کمتر از یک ساعت انجام بگیرد؟

آیا میدانستید که شما میتوانید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید رویاهایی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهید و اگر واقعا این موضوع را میدانستید از آنچه قادر به انجامش بودید متعجب میشدید

آیا میدانستید به زودی کنترلهایی به بازار ارائه خواهد شد که کوکی هستند و بدون باتری کار میکنند، با یک بار کوک کردن این نوع کنترلها، تا هفت روز بدون هیچ مشکلی کار میکنند؟

آیا میدانستید که در ماداگاسکار دویست و پنجاه نوع مختلف قورباغه وجود دارد، که درضمن پژوهشگران مدعی هستند که همان اندازه نیز قورباغه هایی وجود دارد که هنوز ناشناخته هستند؟


comment نظرات ()
گفتگوی خدا با انسان ((((((حتما بخونید خیلی جالبه))))))
نویسنده : صالح کردستانی - ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩

                                                                                                                                                                                 

گفتگوی خدا با انسان
و خدا گفت: من همه جا با شما بوده‌ام، هستم و خواهم بود و حتی در جهنم نیز تنهایتان نخواهم گذاشت. شما همراه با من وارد آنجا می‌شوید و من هستم که از آن عبورتان می‌دهم؛ جایی که نه زمان در آن وجود دارد و نه مکانی محسوب می‌شود؛ هر چند که شما آن را مکان می‌پندارید؛ همانگونه که به علت عدم وجود زمان، آن را جاویدان نیز می‌انگارید.

تنها چیزی که در جهنم وجود دارد، آتشی از جنس آگاهی است که برای شما تلخ و برای من شیرین است. زیرا به کمک این آتش است که حایل بین من و شما که همان حجاب ناشی از گناهان شما است، سوزانیده شده، پس از آن، ما به یکدیگر رسیده، بعد از پیمان نخست، بار دیگر شما را باز می‌یابم تا برای «آزمایش آخر»، این بار همه‌ی قدرت خود را در اختیار شما بگذارم.

اینک ما به هم رسیده‌ایم؛ چیزی که ظاهراً منتظرش بودید و وصالی که طلبش را داشتید؛ اما نه به اندازه‌ای که من مشتاق بودم. شما مرا بخشنده می‌دانید؛ ولی اصلاً حد آن را نمی‌دانید و از آن صرفا تصوری مبهم دارید. میزان بخشندگی من را پس از وصال خواهید فهمید؛ وقتی که همه‌ی قدرت خود را به شما ببخشم. فقط در آنجاست که مفهوم بخشنده‌ی مهربان را خواهید فهمید. حال من هستم و شما. آیا با داشتن همه‌ی قدرت من و احساس بی نیازی، باز هم طالب من خواهید بود؟

من برای رسیدن به شما، مرگ و جهنم را خلق کردم تا نشانی بر «رحیم» بودن من باشد و نشانی بر قدرت خلاقیتی که ناشی از شوق رسیدن به شما است و شما ناآگاه و بی خبر از آن، هر لحظه در آه و ناله و فریاد و طغیان نسبت به من قرار دارید.
من «رحمان» بودم تا بتوانم بازیگوشی‌ها و بی اعتنایی‌های معشوقم را نظاره کنم و باز هم به دنبال او باشم و سایه‌ی رحمانیت خود را بر سر او بگسترانم. در عوض شما نمی‌دانید که با من چه کرده‌اید! ای کاش من نیز می‌توانستم مانند شما شکایت‌های خود را به جایی ببرم!

مرگ و جهنم، همچون داروهای تلخی هستند که مادری با دلسوزی تمام به زور به طفل خود می‌خوراند تا او را درمان کند ولی خود بیش از طفلش تلخی دارو را درک می‌کند و طفل بی خبر از همه جا و بدون اطلاع از عشق مادر، گریان و نالان است از این که چرا چنین خشونتی نسبت به او اعمال می‌شود.

بدون مرگ و جهنم، ما هرگز به یکدیگر نمی‌رسیدیم و حداقل، من عاشقی مهجور می‌ماندم و شما نیز در نیازمندی ابدی باقی می‌ماندید. اما شما بعد از این وصال، همین که مطمئن شدید که عاشق سینه چاک، در اختیار شماست و شما سوار بر اریکه قدرت او می‌توانید یکه تازی کنید، با او چه می‌کنید؟

من «رحمان» بودم تا بتوانم بازیگوشی‌ها و بی اعتنایی‌های معشوقم را نظاره کنم و باز هم به دنبال او باشم و سایه‌ی رحمانیت خود را بر سر او بگسترانم. در عوض شما نمی‌دانید که با من چه کرده‌اید! ای کاش من نیز می‌توانستم مانند شما شکایت‌های خود را به جایی ببرم! اما از این بابت نیز ناراضی نیستم؛ زیرا که من هم اگرچه سرانجام آگاه می‌شوید و شما را دارم و می‌دانم که بالاخره از یکدیگر راضی خواهیم شد.

آری من به شما می‌رسم و همه چیز خود را به پای معشوق خود تقدیم می‌کنم و در آن صورت آنجا بهشت شما خواهد بود. نه آن بهشت روز نخست که بهشت ناآگاهی بود؛ بلکه بهشت آگاهی. بهشت‌هایی که شما آن را بر اساس آگاهی‌ها، دانسته‌ها و میل و سلیقه‌های خود بنا خواهید کرد. پس از کسب این تجربه خواهید فهمید که همه چیز عاشق شما، در اختیار شماست و شما می‌توانید با قدرتی که در اختیار دارید، جهان‌ها خلق کرده، بر ابعادی سایه بگسترانید که هرگز تصورش را نداشتید و به زودی یقین حاصل می‌کنید که دارای قدرتی خدایی هستید. آن زمان که شما اینگونه خدا شدید، می‌خواهید بدانید که با من چه خواهید کرد؟
شما مرا بخشنده می‌دانید؛ ولی اصلاً حد آن را نمی‌دانید و از آن صرفا تصوری مبهم دارید. میزان بخشندگی من را پس از وصال خواهید فهمید؛ وقتی که همه‌ی قدرت خود را به شما ببخشم. فقط در آنجاست که مفهوم بخشنده‌ی مهربان را خواهید فهمید. حال من هستم و شما. آیا با داشتن همه‌ی قدرت من و احساس بی نیازی، باز هم طالب من خواهید بود؟

شاید اگر همه داستان را بدانید، برای من عاشق گریه کنید. برخی از شما پس از کسب اطمینان از قدرت خدایی خود و احساس بی‌نیازی نسبت به من، خواهید گفت: "حالا که خدا هستیم و بی نیاز به او، چرا برای خود خدایی نکنیم؟" و فقط عده‌ی اندکی خواهند بود که خدایی در وحدت را انتخاب کرده، به سوی من آمده، با من به وحدت می‌رسند. بلی! خدای در وحدت و خدای در کثرت، آخرین آزمایش است و شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟

شاید بگویید که برای اتخاذ چنین تصمیمی وقت بسیاری باقی است! بلی هست. اما شما امروز همان کاری را انجام می‌دهید که دیروز مقدمه‌اش را چیده‌اید و امروز نیز مقدمه‌ی کارهای فردا را تدارک می‌بینید و احتمال دارد فردا همان کاری را بکنید که امروز انجام می‌دهید. پس امروز مرا دریابید تا حرکت شما کسب آگاهی و تمرینی برای فرداها باشد، جایی در لامکان و لازمان؛ تا شما به طور حتم مرا انتخاب کنید؛ خدای در وحدت را و خدایی که عاشق شما است! مرا دریابید.

نویسنده: محمدعلی طاهری، تهیه: زهره پری نوش

گروه دین و اندیشه تبیان،

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

 


comment نظرات ()